تاثیر عوامل جغرافیایی در هنر ایرانی

تاثیر عوامل جغرافیایی در هنر ایرانی
  • ترجمه، نقد و تحلیل : دکتر محبوبه مسلمی زاده
  • ناشر: دانشگاه آزاد اسلامی (سازمان چاپ و انتشارات)
  • سال نشر : چاپ اول ۱۳۹۳

یادداشت : این کتاب بر اساس یکی از مقاله های کتاب Iranica, Twenty Articles نوشته ولادیمیر فدروویچ مینورسکی تالیف شده است.

فهرست مطالب

  • بیوگرافی مولف
  • پیشگفتار
  • چشم انداز
  • کانونهای فرهنگی ایران
  • تاثیر شرق و غرب در فرهنگ ایرانی
  • پی نوشت ها و فهرست ها

پیشگفتار کتاب

سیر تکاملی هنر ایران را در ریشۀ حوادث تاریخی این کشور می توان یافت. به نظر می رسد که آب و هوای متفاوت ایران اثر خود را بر ساکنان اولیۀ این سرزمین در پیدایش هنرهای گوناگون در دوره های تاریخی گوناگون داشته است. کوهها، صحراها و پدیده های طبیعی ایران هستند که از میان آنها دسته های هنری گوناگون زمان های قدیم به پا خاسته اند. فلات ایران بازماندۀ کوههای قدیمی محل زندگی آریانهای نخستین به قدمت ده هزار سال پیشین بوده است. نکتۀ جالبی که در هنر ایرانی به نظر می رسد این است که هنر ایران مستقل از زمان و مکان پیدایش، منعکس کنندۀ روحیه و تمایلات ایرانیها می باشد. نکتۀ دیگر، گونه گونی آثار هنری است و این امر نشان می دهد که ایرانیان باستان درمناطق مختلف، مهارتهای بالایی داشته اند.

معماری در زمانهای مختلف از آغاز عصر امپراتوری مادها، از شکوه و عظمت بالایی برخوردار بوده و رو به پیشرفت گذاشته است. در اواخر این مرحلۀ تاریخی، معماری دورۀ اسلامی با تجهیزات و سلیقه ای به شیوۀ ساسانیان، از چنان جلوه ای معماری دورۀ اسلامی با تجهیزات و سلیقه ای به شیوۀ ساسانیان، از چنان جلوه ای برخوردار بود که در دنیا کم نظیر است. در همان زمان هنرمندان مسلمان ایرانی، طاقها، دستنوشته های تزئینی و طرحهای رنگی بسیار متنوع باشکوهی در مناطق مذهبی پدید آوردند. اگر هنرهای معماری، موسیقی، نقاشی، خط، صنایع دستی، تئاتر، مجسمه سازی و جز آنها در طول تاریخ ایرانیان بررسی شود، می توان به صورت گذرا هنر ادوار تاریخی ایران را بدینگونه معرفی کرد:

با بررسیهایی که باستانشناسان و پژوهشگران انجام داده اند این مساله به اثبات رسیده است که پیش از تاریخ مردمی در فلات ایران می زیسته اند که در اواخر عصر حجر و اوایل عصر مفرغ، صنعتگران چیره دستی بوده اند، بنابراین پیش از پیدایش و اختراع خط، ایران تاریخ درازدامانی در زمینۀ پیشرفت صنایع دارد؛ در کارنامۀ اردشیر بابکان به آموزش نوای خوش در مدارس دورۀ اشکانیان اشاره شده است. در دورۀ ساسانیان، معماری با تفاوتها و تحولاتی، دنبالۀ معماری اشکانی بوده است . هنر نقش برجستۀ ساسانی در زمان بهرام اول به اوج اعتلا رسید. هنر منسوجات ابریشمی در عهد ساسانی به نهایت کمال و زیبایی رسید و هنر فرش که به گفته و توصیف منابع تاریخی، فرش تیسفون (بهارستان) یکی از شاهکارهای هنر فرش در این دوره بوده است.

درخشانترین دورۀ تاریخی موسیقی در پیش از اسلام مربوط به دورۀ ساسانی است. همچنین گچکاری و گچبر، حجّاری و مجسمه سازی، فلزکاری و تزئین ظرفها و هنر بافندگی در زمان ساسانی به اوج اعتلای خود در دورۀ قبل از اسلام رسید. پس از ظهور اسلام و فتح ایران به دست اعراب مسلمان، در برخی رشته های هنر تحولات و دیگر گونیهایی صورت گرفت. برای مثال معماری اسلامی که تلفیقی از سنت کهن معماری ایرانی (ساسانی) و معماری بیزانس (روم شرقی) بود از این پس رشد کرد. با آن که در مورد نقاشی و صورت نگار از نظر اسلام با تردید در قرنهای نخستین صحبت می شد، این هنر در این دوران اسلامی نیز فعال بوده است.

اگر هنر را در دوره های تاریخی پس از اسلام بررسی کنیم می توان عهد سلجوقی را یکی از درخشانترین دوره ها برشمرد. در دورۀ پادشاهی این خاندان، اصفهان، مرو، نیشابور، هرات و ری مرکز صاحبان هنر و صنعت شد. با حملۀ مغول، تا چندی رکود فرهنگی و هنری بر ایران سایه گسترده بود اما پس از اسلام مغول تا چندی رکود فرهنگی و هنری بر ایران سایه گسترده بود اما پس از اسلام آوردن سلاطین مغول، خود حامی علم و ادب و هنر اسلامی شدند. مغولان با برگز بدن شهر تبریز برای مرکز حکومت خود آن را به صورت مهمترین مرکز هنری زمان خود در آوردند. حملۀ تیموریان و جانشینان وی به ایران هرچند موجب توقیف هنر و فرهنگ نشد اما یک چندی توقف کوتاهی در این امر پدید آمد. هرات پایتخت تیموریان بود. از اینرو از سراسر ایران هنرمندان بدان سو جذب شدند و مکتب هرات پایه گذاری شد. در این دوره نقاشی به صورت هنر مستقلی شناخته شد و نقاشان نامهای خود را در کنار نقاشیهایشان می نوشتند. هنر تذهیب، خوشنویسی، کاشیکاری از دیگر کارهای هنری مورد توجه این دوره است.

در دورۀ صفویه در پی آرامش وامنیتی که در این دوران بر ایران حکمفرما بود، هنر نیز در مقایسه با ادوار تاریخی دیگر، رشد و تکامل بیشتری یافت. معماری ایرانی عصر اسلامی مراحل پختگی و تکامل خود را پشت سر گذاشته بود. در اوایل حکومت صفوی، نقاشی همان راه مکتب هرات را ادامه می داد، اما آمدن کمال الدین بهزاد از هرات به تبریز سبب پیدایش مکتب تازه ای در نقاشی شد که به مکتب صفوی شهرت دارد.

بهزاد اسلوب نقاشی را به طبیعت و زندگانی مردم نزدیک کرد و در نقاشی شبیه سازی را مرسوم ساخت. در دورۀ قاجاریه شاهد گسترش هر چه بیشتر فرهنگ و هنر غرب هستیم که نتایجی تازه حاصل می شود یعنی نوعی نقاشی پدید می آید که از دو سومایه دارد: هم گرایشهای تزیینی که ویژه نقاشان ایرانی است، هم تمایل به طبیعت پردازی که برگرفته از نقاشی غربی است. با رواج صنعت چاپ به ویژه در دورۀ قاجاریه، از اهمیت خوشنویسی تا حدی کاسته شد، هنر فرش نیز دچار رکود گشت و هنر نساجی هم به فراموشی سپرده شد.

در کتاب پیش رو به گونه ای همین مطالب را مورد بررسی قرار داده یعنی به پیوند هنر و جغرافیا در ایران پرداخته از این دیدگاه که در آغاز چندان اهمیتی بدین موضوع داده نشد اما پس از آن که محمد زمان به تقلید از اروپاییان به نقاشی طبیعت پرداخت، این موضوع پررنگتر شد اما از زیاده روی در سبکها و رنگها پرهیز و بیشتر از طراحی باغ و بستانها برای پارچه بافی و نگارگری الهام گرفته می شد. سپس کانونهای فرهنگی ایران و جاهایی که هنر در آن رشد کرد، مطالعۀ موضع نگاری هنری ایران بر پایۀ دو اصل یعنی تعدد پایتختها و تغییر مقامات اصلی کشور و بناهای معماری به جا مانده برای بررسی ضرورت هنرمندی در شاخه های گوناگون هنر مطرح شده در ضمن آن پادشاهان تأثیرگذار دوره های مختلف برشمرده می شوند. در بخش دیگر تأثیر شرق و غرب از عیلامیان تا اسکندر و پس از اسلام در فرهنگ ایرانی بررسی شده بحث های پژوهندگان غربی مطرح و بیشتر به آثار معماری اشاره می شود.

اساس این کتاب بر مقاله ای است از پروفسور ولادیمیر فدروویچ مینورسکی خاورشناس و ایرانشناس پرآوازۀ روسی تبار و استاد دانشگاه لندن است که در کتابی با عنوان «بیست مقاله» - مجموعه ای از مقاله های کهن او – به چاپ رسیده است. این کتاب نخست «چشم اندازی» از موضوع را به دست داده سپس پیرامون فصولی از جمله «کانونهای فرهنگی ایران» و «تأثیر شرق و غرب» به شرح پرداخته است. از آنجا که مقالۀ مورد بحث این کتاب پر از نکات آموزنده است، نگارنده پس از برگردان، به شرح و بسط آن همت گماشت و هر کجا مطلبی نیازمند روشنگری بیشتر بود، به صورت پی نوشت مطالب و تصاویری بر متن افزوده و برای این کار از منابع متعددی بهره برده که در بخش فهرست منابع ذکر شده است. جهت مشخص نمودن مطالبی که نگارنده در پی نوشت به شرح بیشتر آن پرداخته، نشانی به صورت شماره هایی درون کمانک در بالای مطالب مذکور آورده تا با شماره های بدون کمانک در بالای هر مطلب که شرحی در زیر همان صفحه دارد در نیامیزد. نگارنده گرچه – افتان و خیزان – این راه را به سر برد اما بر کاستیهای کار خود واقف است و از صاحبان فن چشم آن دارد تا در بهکرد هر چه بیشتر کتاب او را یاری رسانند.

دکتر محبوبه مسلمی زاده زمستان 90