تاریخ معماری مساجد

تاریخ معماری مساجد
  • نوشته : مارتین فریشمن، حسین الدین خان
  • ترجمه : غلامحسین علی مازندرانی
  • ناشر : یزدا
  • سال نشر : چاپ اول ۱۳۹۳

فهرست مطالب

  • بخش اول : مسجد به عنوان نمودی از اسلام
    • فصل اول : اسلام و فرم های مسجدی
    • فصل دوم : نقش خوشنویسی
    • فصل سوم : هندسه
  • بخش دوم : سبک های ناحیه ای
    • فصل چهارم : منطقه گرایی
    • فصل پنجم : سرزمین های مرکزی اعراب
    • فصل ششم : اسپانیا و شمال آفریقا
    • فصل هفتم : ایران و آسیای مرکزی
    • فصل هشتم : آناتولی و میراث عثمانی
    • فصل نهم : شبه قاره هند
    • فصل دهم : صحاری غرب آفریقا
    • فصل یازدهم : شرق آفریقا
    • فصل دوازدهم : چین
    • فصل سیزدهم : جنوب شرق آسیا
    • فصل چهاردهم : مسجد در جوامع اسلامی امروزی
    • فصل پانزدهم : مروری بر مساجد معاصر
    • فصل شانزدهم : دگردیسی قداست
  • بخش سوم : دوران معاصر
  • پانوشت فصول
  • منابع

پیش گفتار کتاب تاریخ معماری مساجد

جهان اسلام گستره وسیعی از اسپانیا و غرب آفریقا تا چین و جنوب شرق آسیا را در بر می گیرد. تاریخ معماری اسلامی نیز که مسجد برجسته ترین نمود آن است. از قرن هفتم میلادی آغاز شد. واژه عربی مسجد، به معنای محل سجده است و بنایی که به این نام خوانده می شود. هم محل عبادت و هم نماد اسلام است. از لحاظ موضوعی، این کتاب فقط به بنای مسجد ونقش نمادین آن در معماری جهان اسلام می پردازد و دیگر اجزای این معماری از قبیل مقبره و مدرسه که گاهی بخشی از بناهای جانبی مساجد به شمار می روند را در بر نمی گیرد.

امروزه مناره ها در سراسر دنیا سر به آسمان می سایند و این مطلب تعجب آوری نیست زیرا حدود یک پنجم از جمعیت جهان، پیرو آئین اسلام اند که البته اغلب ایشان در خاورمیانه و آسیا و آفریقا زندگی می کنند. حکومت از نگاه مسلمانان همواره به اصول مذهب پایبند است ولی بسیاری از دولت های حاکم بر کشورهای مسلمان امروزه رو به تفکیک دین از حکومت پیش می روند؛ با این حال، هنوز هم صدای اذان از فراز مناره های هر شهر و روستایی، مومنان را از فرا رسیدن وقت عبادت، آگاه می سازد. آوای اذان را از این لحاظ، با صدای ناقوس کلیا مقایسه می کنند، اما امروزه صدای ناقوس فقط یادگاری از سنت قدیم است . در مقابل، اذان در فرهنگ اسلامی عصر حاضر نیز نقش خود را به مانند ادوار گذشته حفظ کرده است. در حقیقت، چهارچوب اسلامی که اذان و مناره نمادی از آن هستند. علاوه بر جنبه های مذهبی و آئینی، بر جنبه های اجتماعی و حقوقی جوامع مسلمان نیز حاکم و غالب است. این مطلب، دلایل پیچیده و ظریفی دارد که از حوزه بحث این کتاب خارج است.

در بررسی معماری مساجد، شاید این سئوال مطرح شود که چرا سنن این معماری تا این حد در جهان بیرون، و حتی بعضا در دنیای مسلمان، ناشناخته مانده است. محتملا دلایل همپایه ای برای توجیه این امر وجود دارد اما شاید بتوان پاسخ مناسب را در قیاس بین اذان و صدای ناقوس جست. گرچه هر دو در طول تاریخ ، مومنان را به عبادت فراخوانده اند اما لااقل نزد مسیحیان، به مانند دو رقیب و یا قطب مخالف بوده اند. صدای آشنای ناقوس کلیسا در جهان غرب همواره موجب دل گرمی مومنان مسیحی بود؛ حال آنکه صوت موذن، حسی غریب و آکنده از یاس و ناامیدی را سر می انگیخت. البته که ریشه ی این پدیده را باید در اعماق تاریخ و در جنگ های بین مسلمانان و مسیحیان جستجو کرد.

پیشرفت شگرف دانشمندان مسلمان و دستیابی ایشان به موقعیتی ممتاز در دنیای علوم، می توانست بستر تعاملات سازنده ای میان آنها و اروپاییان باشد. مسلمانان طی قرون نهم تا شانزدهم میلادی در طیف گسترده ای از علوم طبیعی و ریاضی و هنر پیشرفت کرده و به مقامات شامخی دست یافته بودند. معماری اسلامی نیز در این دوران، عهد طلایی خود را تجربه می کرد اما تمامی این زمینه های مساعد در اثر تقابل های مخرب نظامی رنگ باخت. اسپانیا در خلال حکومت امویان کوردوبا و سپس، نصریان گرانادا در سال های بین 756 تا 1492، شاهد اوج فرهنگ اسلامی در سرزمین های اروپایی بود و مسیحیان و یهودیان در این دوران پرشکوه و بی نظیر، با صلح و صفا در کنار مسلمانان اندلس می زیستند، اما عمر این دولت مستعجل به دلایل مذکور در اواخر قرن پانزدهم به پایان رسید و ارتش مسیحی با غلبه بر مسلمانان، جمعیت ایشان را از اسپانیا بیرون راند. سلسله جنگ های خونین دیگری به دنبال قدرت گیری حکومت عثمانی سر گرفت و با محاصره وین در 1683، تشویش و ناامنی بار دیگر بر سراسر اروپا سایه افکند. پس از این دوران، نوبت به اروپا رسید تا با سیاست استعماری بر کشورهای مسلمان غلبه کند. در همان روزگار بود که قدرت های اروپایی، عرصه حکومت های اسلامی را مورد تعرض قرار دادند و خصوصا بریتانیا بر هندوستان، هلند بر هند شرقی و فرانسه بر شمال آفریقا مسلط شدند. البته قلمرو امپراطور عثمانی کماکان از تعدی اروپا مصون بود اما با افول تدریجی عثمانی و سرانجام، فروپاشی آن در دهه 1920 میلادی، به میدان تاخت و تاز استعمارگران بدل شد. از آن امپراطوری وسیع، تنها کشور ترکیه به جا ماند که آن نیز به حکومتی غیرمذهبی تحت رهبری کمال آتاتورک تن داد.

عاقبت پس از جنگ دوم جهانی، دوران تحت الحمایگی و استعمار به پایان رسید و دولت های مستقل اختیار حکومت کشورهای مسلمان را به دست گرفتند و به احیای فرهنگ فرو کوفته و رو به خاموشی خود همت گماشتند. شاید اگر قصه تقابل های تاریخی طور دیگری بود آن گاه دانشجویان معماری در سراسرجهان در می یافتند که معیارهای اصولی آنها و هم معماری مشهور به جهان سوم، در واقع از یک اصل نشات گرفته اند. حال اگر امروز صحبتی از بناهای مهم اسلامی به میان آید. عموما جنبه های زینتی آن مطرح می شود و مثلا برای بزرگداشت تاج محل، تصویری از بنای آن را بر تعمیر پست چاپ می کنند. به ازای کتاب ها و مجلات متعددی که در رابطه با تمامی جنبه های معماری کلیسا به چاپ رسیده، فقط آثار معدودی در باب معماری مساجد در قفسه کتابخانه ها وجود دارد که آن هم منحصرا برای برخی مطالعات تحقیقی به کار می آید. اغلب اصطلاحات و عبارات رایج در حوزه معماری اسلامی نیز مربوط به فرهنگ عصر استعمار بوده و توسط مستشرفین اروپایی ابداع و رایج شده است. حال، چطور است که عبارتی شبیه «معماری مسیحی» هیچ گاه کاربرد نمی یابد و در مقابل، همواره از «معماری اسلامی» می شنویم؟

اگر این کتاب به مقصود خود برسد، آن گاه این شبهه اصلاح شده و خواننده خواهد دانست که به کارگیری چنین اصطلاحاتی چندان تناسبی با اهداف مطالعاتی ندارد و بهتر است همان گونه که مثلاً، از «معماری باروک آلمان» در یک بافت مسیحی اروپایی صحبت می شود، معماری خاص «مصر مملوکی» را نیز در بافت اسلامی مصری آن تعریف کنیم .

کتاب حاضر که یکی از کامل ترین آثار در این زمینه است، تاریخ معماری مساجد در سراسر جهان اسلام را مورد بررسی قرار می دهد. در پیروی از روشی که در سطور قبل ذکر شد، می کوشیم تا فارغ از توالی تاریخی مرسوم، روال تحول و رشد این معماری را بر اساس معیارهای محلی پی بگیریم. دلیل اتخاذ این روش آن است که عموما، تفاوت های سبکی بین نواحی جغرافیایی، بارزتر از تغییرات تاریخی هستند. مطالعات تاریخ معماری غرب نیز تابع روال مشابهی است. در این مفهوم، تفاوت بین کلیسای سبک رنسانی و باروک، گرچه اروپایی صحبت می شود، معماری خاص «مصر مملوکی» را نیز در بافت اسلامی مصری آن تعریف کنیم.

کتاب حاضر که یکی از کامل ترین آثار در این زمینه است، تاریخ معماری مساجد در سراسر جهان اسلام را مورد بررسی قرار می دهد. در پیروی از روشی که در سطور قبل ذکر شد، می کوشیم تا فارغ از توالی تاریخی مرسوم، روال تحول و رشد این معماری را بر اساس معیارهای محلی پی بگیریم. دلیل اتخاذ این روش آن است که عموما، تفاوت های سبکی بین نواحی جغرافیایی، بارزتر از تغییرات تاریخی هستند. مطالعات تاریخ معماری غرب نیز تابع روال مشابهی است. در این مفهوم، تفاوت بین کلیسای سبک رنسانی و باروک، گرچه شناخته شده و قابل درک است با این حال طیف کلی و وسیع را در بر می گیرد و آنچه که بیشتر به جنبه های کاربردی مربوط می شود، همان تفاوت های بارزی است که مثلا، ، بین معماری گوتیک آلمان و همتای معاصر ایتالیایی آن به چشم می خورد. متشابهاً، گذشته از برخی استثنائات، تفاوت های چشمگیری بین مساجد کشورهای مختلف از قبیل مصر و هندوستان وجود دارد و این در حالی است که تأثیرات ناشی از گذر زمان و تغییر حاکمیت در هر یک از این کشورها به این اندازه جلب نظر نمی کند. البته عناصر خاصی از قبیل محراب و مناره به عنوان شاخصه های معیار در تمامی مساجد سراسر دنیا مشترک است و فقط ظواهر آنهاست که در اثر به کارگیری روش های معماری گوناگون، از منطقه ای به منطقه دیگر و یا از کشوری به کشور دیگر دچار تغییراتی می شود.

مسیحیت، سه قرن بعد از ظهور حضرت مسیح را در تهدید و وحشت گذرانده بود و بعد از آن نیز به آرامی توسعه می یافت اما در مقابل، اسلام در همان نخستین قرن ظهور از شرق و غرب رو به گسترش گذاشت و بنابراین، هر سرزمینی بسته به اقلیم و فرهنگ خود صاحب مسجد شد. صنعتگران، معماران و کارگران بومی با بهره گیری از تکنیک های رایج در منطقه و مصالح ساختمانی موجود از قبیل خشت خام، سنگ خارا، الوار و امثال آن دست به ساخت مسجد بردند و بدین ترتیب، سبک های مختلف محلی در مسجدسازی شکل گرفت.

مسلمانان (به مانند مسیحیان) در ابتدا از ویژگی های بناهای مذهبی و فرهنگی قدیمی الهاماتی گرفتند. این قرض گیری ها که به راحتی قابل تشخیص است، بعضا در طول زمان متروک شده و یا طی تغییراتی به عناصری دیگر تحول یافتند. معماران و هنرمندان مسلمان بعدها در اثر عواملی مثل حمله چنگیز مغول و تیمور لنگ و یا پیشروی مسیحیان شمال اسپانیا به سمت جنوب، از وطن خود گریختند و به دیگر نقاط هجرت کردند. اتفاقاتی از این قبیل که در سراسر پهنه ی اسلامی رخ داد موجب شد تا انواع مهارت ها و تکنیک ها به اقصی نقاط گسترش یابد. یک نمونه جالب ولی دل خراش از این رویدادها، حمله تیمور به شهرهای مختلف بود. او د رعین وحشی گری به کشتار و غارت می پرداخت اما هنرمندان و صنعتگران را محترمانه به اسارت می برد و از دانش و تجربه آنها در برپایی یک پایتخت مجلل برای خود بهره می گرفت. او در حمله به دهلی در 1399 میلادی نیز چنین کرد. هندوستان پس از آن، صنعتگر و معمار قابلی نداشت تا این که یک قرن و نیم بعد از آن، همایون گورکانی که بعد از جنگ با شیرشاه به دربار صفوی پناه آورده بود دوباره به هندوستان بازگشت و در راه، هنرمندانی از نوادگان اسرای تیمور را با خود همراه نمود. البته این مهاجرت ها در قیاس با جابجایی معماران غربی که طی قرون وسطا سراسر اروپا را زیر پا می گذاشتند ناچیز است. همین امر یکی از دلایل ظهور گوناگونی های منطقه ای در معماری اسلامی به شمار می رود.

پس از بررسی تفاوت های منطقه ای، شایسته است که در مقیاسی کلی تر، تحولات تاریخی موثر بر طراحی مساجد ر ا در نظر گرفته و روالی تبیین کنیم که برپایه تغییرات جهانی، به مراحل مشخصی قابل تقسیم باشد. در این راستا، شاید بتوان دوره ی سه گانه ای را تدوین کرد که فارغ از تفاوت های جغرافیایی، کلی و فراگیر باشد. مسجد در نخستین دوره، شامل یک شبستان چهل ستونی همراه با صحن و رواق های پیرامون آن است که در قلب سرزمین عربستان شکل گرفت و مقارن با عهد عباسیان در قرون ده و یازده میلادی توسعه یافت. دوره دوم به ظهور سبک های مختلف محلی مربوط است که در هر منطقه جغرافیایی تثبیت شدند. دوره سوم نیز که قدری با دوره قبل هم پوشانی دارد، با ظهور سبک خاصی شکل می گیرد که به «سبک یادمانی» شهرت دارد و بارزترین شاخصه ی آن، مقیاس و ابعاد بزرگ است. تقسیمات جزئی تری را نیز می توان برای سومین دوره قائل شد که عبارتند از عصر تیموری آسیای مرکزی در قرون چهارده و پانزده میلادی، عصر عثمانی آناتولی پس از 1453 میلادی، هندوستان مغولی بعد از بازگشت همایون در 1555 میلادی، و عهد ایران بعد از 1550 میلادی. آثار مجلل معماری در این امپراطوری های قدرتمند از لحاظ ویژگی، منطقه ای، و از لحاظ ابعاد، بسیار بزرگ بودند. دوره متاخر مسجد سازی در دهه های بعد از جنگ دوم جهانی آغاز شد. سنن محلی در این دوران، دوش به دوش معماری بین الملل حضور یافت و رقابتی پدید آمد که نتیجه ی آن هنوز معلوم نیست.

گذشته از برشمردن عوامل محلی و استفاده از اصطلاحاتی مثل «معماری یادمانی» و از این قبیل، می توان ادعاکرد که به طور کلی هر مسجد بزرگی که تا قبل از ظهور نهضت های مدرنیستی قرن بیستم ساخته شده، در یک فهرست پنج عنوانی قابل طبقه بندی است: اول، شبستان چهل ستونی با یک سقف تخت و احتمالا، یک یا چند گنبد (مثل آنچه در عربستان و آفریقا وجود دارد)، دوم، بنایی با یک فضای مرکزی بسیار بزرگ که یا یک گنبد بزرگ و چندین نیم گنبد دارد (مثل آنچه به سبک عثمانی مشهور است) و یا با یک بام هرمی شکل مسقف شده است (مثل آنچه در اندونزی رایج است)، سوم، طرحی مرکب از یک صحن میانی و چهار ایوان مسقف در چهار پهلوی آن (مثل آنچه در ایران و آسیای مرکزی دیده می شود)؛ چهارم، شبستان سه گنبدی با یک صحن بزرگ (شاخصه معماری مغولی در هند)؛ و آخر، مجموعه ای از چندین و چند بنای منفرد که در محوطه ای محصور میان دیوار ساخته می شود (مثل روشی که در چین جریان دارد).

معماری اسلامی به واسطه نقش و هم از لحاظ طبیعت ذاتی، کمک بی نظیری در سه زمینه به هنر معماری رسانده است: خوشنویسی، هندسه و باغ آرایی. البته در این میان و تا جایی که به معماری مساجد مربوط باشد، باغ آرایی نقش عمده ای ندارد مگر در برخی موارد مثل باغ پرتقال در اندلس و یا باغ هایی که در مجموعه بناهای کشور چین طراحی می شود. اما خوشنویسی و هندسه نقش مهمی در طراحی و تزئینات مساجد داشته و دارند و بنابراین ، طی فصول مجزا در این کتاب مورد بحث قرار می گیرند.

خوشنویسی از اهمیت ویژه ای در تزئینات معماری برخوردار بود. رشته نوشتار اهداف خاصی را تأمین می کرد که به موجب علل اعتقادی وجوب می یافت. ممنوعیت پیکرنگاری در آرایه های هنر اسلامی، به هدف اجتناب از تشبه به شرک رعایت می شد اما فرم های گیاهی و گاهی جانوری، قابل قبول بودند و با روح یکتاپرستی مغایرت نداشتند. از سوی دیگر، قرآن مواره مرجع تمامی مسلمانان بود و درج آیات آن بر سطوح کاشی کاری و حجاری و گچبری شده ی آبنیه ی اسلامی هم کارکرد زینتی داشت و هم به این جهت که رهگذران این قرآن گشوده را می دیدند و می خواندند، نقش تبلیغی به خود می گرفت.

هندسه، کاربرد وسیع و فراگیری در تزئینات داشت و برای پوشاندن انواع سطوح صاف و خمیده مورد استفاده قرار می گرفت. در میان عناصری که با استفاده از هندسه ساخته می شد، مقرنس از همه مشهورتر است. تمامی نماسازی و طراحی سطوح ظاهری ابنیه در هر کجا، بر اصول هندسی استوار بود و خصوصا در مساجد، به شکل گیری یک فضای روحانی و مناسب عبادت کمک می کرد. هندسه از سوی دیگر، دروازه ای به سوی علوم ریاضی و عدد شناسی بود و راه را برای دستیابی به مفاهیم و ویژگی های متافیزیکی اعداد، هموار می ساخت.

مسئله معرفی معمار و حقوق انحصار معمارانه و همچنین، معانی واژه ی «اسلام» دو نکته کلی دیگری هستند که با موضوع بحث این کتاب رابطه تنگاتنگی دارند. مسیحیان خصوصا بعد از عهد وسطا، نام معمار کلیساها را ذکر می کردند اما در تاریخ مسجد سازی، معمولا نام معمار و یا ابداعات او مورد تاکید واقع نمی شد. البته استثنائاتی در این میان، در بناهای قرن شانزدهمی استانبول (اثر سستان معمار) و برخی ابنیه در هندوستان و ایران مستقیما به نام معمار اشاره کرده اند. به هر حال، حقوق معماران در مسجدسازی تا پایان قرن شانزدهم کماکان نادیده گرفته می شد و نامی از معمار به میان نمی آمد. گرچه توضیح این مطلب فقط در حد فرض و گمان است با این حال سه دلیل محتمل برای آن آورده اند. اول این که بنای مساجد اصولا با حمایت مالی و معنوی سلطان و یا یکی از رجال حکومت ساخته می شد و نشانی از تقوای آن شخص بود، بنابراین، نام مسجد نیز به هویت همان شخص اشاره می کرد و نه معمار. دوم، نوآوری از نگاه سنت گرایان، چه در معماری و چه در دیگر امور، با واژه «آفرینش» یکسان گرفته می شد و چون وجهه ای الهی داشت، طبعا میبایست از حوزه کاری انسان خارج می بود؛ پس به دلایل مذهبی، هیچ کدام از ابداعات و نوآوری های شخصی، به شخص «خالق» آن منتسب نمی شد. سومین علت شاید آن باشد که ملی گرایان و فرهنگ بومی در جهان منقدم اسلامی چندان مورد توجه نبود و علاوه بر آن، آنچه از اسناد و مدارک آن روزگار به جا مانده نیز هنوز مورد تحقیق و بررسی قرار نگرفته است. در اینجا باید متذکر شد که حتی هویت استادان معمار اروپایی نیز که آثار عمده گوتیک را خلق کرده اند تا همین اواخر ناشناخته بود و اسامی آنها طی بررسی اسناد و شواهد مربوطه در سی یا چهل سال اخیر روشن شده است.

در مورد نکته ی دوم، در شرایط تاریخی جاری میل بر آن است که بسته به زمینه ی بحث و متن مربوطه، چهار معنای زیر را برای اسلام در نظر بگیرند. مهم ترین معنای آن «تسلیم به درگاه خداوند» است. معنای دوم، اسلام را به عنوان آخرین دین الهی توصیف می کند که مبتنی بر آموزه های قبل از خود است و پیامبرانی مثل حضرت موسی و حضرت داود و حضرت عیسی را نیز به رسمیت می شناسد. سومین معنی همان است که عمدتا توسط مورخین مورد استفاده واقع می شود و اسلام را در قالب جامعه و تمدن اسلامی توصیف می کند، درست به مانند توصیفی که در مورد جهان مسیحیت نیز کاربرد دارد. در آخر، به مفهوم متداول دیگری می رسیم که به جنبه های سیاسی مذهبی می پردازد و هاله ای از کژفهمی پیرامون آن را فراگرفته و به مباحثات مجادله آمیزی انجامیده است. بدین ترتیب در جوامع مسلمان، همواره دو طیف کلی در رابطه با این تعریف در تقابل قرار گرفته اند که یکی معتقد و مقید به ارتباط مستقیم میان دستورات دین و قوانین حقوقی و کشوری است؛ حال آنکه دیگری جنبه های مذهبی را از امور غیرمذهبی جدا دانسته و نظام سکولار را ترجیح می دهد.

اسلام سریع الانتشارترین دین یکتاپرست جهان است و بنابراین، مساجد جدید بیش از هر عبادتگاه دیگری در سراسر دنیا ساخته می شود. این بناهای نوین از لحاظ سبک با هم تفاوت دارند و سلیقه های سازندگان را باز می تابانند. نقش مسجد در جامعه مسلمانان کماکان در حال بررسی است. باید دید که مسجد امروزی چه مقاصدی می تواند و یا باید داشته باشد. به عبارت دیگر، غیر از نمازخانه ی خصوصی و یا محل گردهمایی جماعت، چه کارکردهای دیگری باید برای آن فرض کرد. معماری مساجد معاصر از یک سو بازتاب نظرات تاریخ گرایان و سنت گرایان و از سوی دیگر، بیانگر تفکرات تجددگرایانه و طرفداران مدرنیته است. هر یک از این دو دیدگاه، از پشتیبانی نظریه پردازان خود برخوردارند. طرح های معماری منطقه ای همواره با فرهنگ جهانی گرایی که توسط وسایل ارتباط جمعی و یا مدارس مختلف در سراسر دنیا پراکنده می شود در چالش هستند. باید به خاطر داشت که مسجد در جوامع مدرن امروزی، مهم ترین و یا شاید، یگانه نمود هویت و ارزش اسلامی باشد. نقش نشانه شناختی مسجد آنقدر قدرتمند است که گاهی برخی دولت ها در کشورهای مسلمان به ساخت مساجد ملی اقدام می کنند. مسجد در جوامع غربی نیز نماد دل گرمی و پشتیبانی معنوی مسلمانانی است که به عنوان اقلیت در آن سرزمین ها زندگی می کنند. به هر حال، برخی جنبه های حقوقی اسلام، نه اختیاری بلکه استعبادی اند. در چنین شرایطی، مسلما طراحی مساجد نیز از حساسیت خاص خود برخوردار است.

مارتین جی، فریشمن
حسن الدین خان
می 1994